بدبختي ميدهد. نياز به چنين كتابي در روزگاران سخت بيشتر است و بيشك آن دوره هم روزگار بسيار سختي بود. دستكم چهار چاپ قديمي كامل از آن وجود دارد، بهعلاوه چند چاپ منتخب. بهترين گواه محبوبيت آن در محافل مختلف وجود ترجمههاي قديمي متعدد است: ترجمهٴ بوهميايي از رِهور هِروبي اهل گلنيه (گريگوريوس گلنيوس)، كه در سال 1501 چاپ شد، ترجمهٴ اسپانيايي فرانسيسكوس مادريدي در سال 1510 در والادوليد چاپ شد؛ ترجمهٴ فرانسهٴ نيكول اُرام، يا به احتمال بيشتر، ژان داندِن، در 1523 در پاريس چاپ شد (اين اولين ترجمهٴ آن رساله به زبان ديگر بود)؛ يك ترجمهٴ ناتمام آلماني در سال 1516 در اپنهايم و يك ترجمهٴ كاملش در سال 1532 در اوگسبورگ چاپ شد، يك ترجمهٴ ايتاليايي از رميجو نانيني، يا نانني (1521 ـ 1581)، دومينيكي فلورانسي در سال 1549 در ونيز چاپ شد؛ يك ترجمهٴ انگليسي بهوسيلهٴ توماس تواين (1543 ـ 1613) در سال 1579 در لندن چاپ شد؛ يك ترجمهٴ هلندي در سال 1606 در آمستردام چاپ شد.
اسرار پترارك، يعني درباب بياعتباري جهان كه خود آن را گنج پنهان ناميده، همان كتابي است كه هنگام بحث از دروننگري او در بخش 2 اين مقاله در مد نظرم بود. اين بحثي است دربارهٴ برخي از صميمانهترين معاشرتهاي او (مثلاً در مورد عشقش نسبت به لورا) به صورت گفتوگويي ميان وي و قديس اوگوستين. اين كتاب اول بار در سال 1473 و بعد از آن بارها چاپ شد، ولي خيلي كمتر از
چارهٴ بدبختي.
در ميان آثار لاتيني كوتاهترش كافي است اشارهاي بكنيم به درباب تنهايي (زندگي مجرد)، كه در سال 1473 (؟) چاپ و بهزودي به اسپانيايي ترجمه شد (چاپ 1553)؛ درباب كاهلي ديني؛
و رسالهاي در رد پيروان ابن رشد بهنام در
تنبيه غافلان.
نامههاي پترارك به همان انبوهيِ مجموع ساير آثار لاتيني اوست. برخي از آنها مانند يك رسالهٴ معمولي است؛ مثلاً نامه درباب
دستورهاي پزشكي كه خطاب به جوواني پادوايي نوشته (اين نامه 18 صفحهٴ ريز چاپي در قطع رحلي را گرفته)، و
نامه به فرزندان (چاپ اول، لووَن 1484/5) شرح حالي به قلم خودش است تا 47 سالگي، كه عليرغم برخي اغتشاش در تاريخها، در خور اعتماد زيادي است.
نامهها به مجموعههايي تقسيم شده، به اين شرح:
نامههاي خانوادگي، حدود 347 نامه كه در فاصلهٴ سالهاي 1332 و 1362 نوشته شدهاند (چاپ اول، ناتمام 1492)؛ نامههاي گوناگون، حدود 70 نامه؛ نامههاي دوران پيري، 124 نامه مربوط به سالهاي 1362 ـ 1374، كه برخي از آنها مانند
نامهها به جوواني پادوايي بسيار مفصل است؛ نامههاي بدون عنوان، كه حدود 20 نامه است و در آنها انتقادهاي تندي از نظام پايي آوينيون بهچشم ميخورد. عبارت ((بدون عنوان)) بهاين خاطر است كه نام گيرندگان نامه احتمالاً براي حفظ امنيت آنان حذف شده است.